پایگاه خبری خوزستان | kavooshkhabar.ir

ضرغام فرامرزی

عقد دختر بچه ۱۱ ساله در شهرستان بهمئی؛ بررسی علل و عوامل

ساده انگاری است چنانچه فکر کنیم مسولیت این اتفاق تنها متوجه اشخاص( فرد و خانواده ها) است و به نقش سایر عامل ها و سازمان های اجرایی موجود بی توجه باشیم. حتی باطل شدن این عقد توسط دادگستری شهرستان بهمئی تنها پاک کردن صورت مساله است و همچنان مشکلات و مسائلی اینچنین، در بطن جامعه وجود دارد و می بایست به صورت ریشه ای به حل آنها پرداخت.

بمب خبری روزهای اخیر در کشور و شبکه های خبری داخل و خارج عقد موقت دختربچه ۱۱ ساله با جوان ۲۲ ساله در شهرستان بهمئی است که موجب ابراز تاسف و تاثر بسیاری از کاربران شبکه های مجازی شد. وقوع این اتفاق، نشان دهنده ناکارآمدی سازمان های اجتماعی و فرهنگی است و خدشه ای به آبروی مردم شهرستان بهمئی که با تاریخ و تمدن چند هزار ساله خود، به مهربانی، خونگرمی، صداقت و نجابت زبان زد هستند وارد نیست.

ساده انگاری است چنانچه فکر کنیم مسولیت این اتفاق تنها متوجه اشخاص( فرد و خانواده ها) است و به نقش سایر عامل ها و سازمان های اجرایی موجود بی توجه باشیم. حتی باطل شدن این عقد توسط دادگستری شهرستان بهمئی تنها پاک کردن صورت مساله است و همچنان مشکلات و مسائلی اینچنین، در بطن جامعه وجود دارد و می بایست به صورت ریشه ای به حل آنها پرداخت.
بدون تردید، بخش زیادی از عدم بلوغ و آگاهی شهروندان متوجه دولت، سازمان ها و ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن است. مردم برون داد و نتیجه این ساختارها و عامل های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هستند و از بافت و زمینه موجود تاثیر می پذیرند و بر آن تاثیر می گذراند.

اما کدام سازمان های اجرایی در این زمینه مسولیت و رسالت داشته‌اند و می بایست اکنون در برابر هجمه رسانه های داخلی و خارجی پاسخگو باشند؟

۱. سازمان آموزش و پرورش:
سازمانی که در طی دهه های اخیر، هیچگاه اولویت و محور فعالیت دولت نبوده است. سازمانی که محتوای کتب درسی اش، در زمینه مهارت های زندگی برای دختر بچه ۱۱ ساله چیزی ننوشته است و رویکردهای ایدئولوژیکی و سیاسی محور بعد پرورشی نیز با زمینه و بافت واقعی زندگی اش همخوانی ندارد. می بایست پرسید این سازمان برای تربیت ، آموزش و آگاهی دادن به دانش آموز پنجم ابتدایی آن هم در منطقه ای محروم و روستایی چه برنامه داشته است؟

۲.سازمان های مذهبی و فرهنگی (تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه، سازمان های فرهنگی ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما ، بهزیستی و…)

سازمان هایی که عموما فعالیت خود را بر روی نگارش کتب غیرکاربردی تخصصی، پرداختن به امور انتزاعی و متافیزیکی، برگزاری مراسمات، چسباندن بنر و شعار نویسی بر در و دیوار شهر و تولید محتوای سینمایی ویژه کلان شهرها و افراد طبقات مرفه نموده اند و از توجه به ساخت ذهنی مردم و آگاهی دادن به آنها در بسیاری از زمینه های زندگی غافل مانده اند. می بایست پرسید در طی دهه های اخیر این سازمان ها چه برنامه کاربردی، چه دوره های آموزشی، چه تولید محتوای سینمایی و… را برای آگاهی دادن به مردم در کشور، استان و شهرستان بهمئی داشته اند ؟ نتیجه بودجه مصرف شده این سازمان ها در توسعه شاخص های اجتماعی و فرهنگی و اسلامی مردم منطقه چه میزان بوده است ؟

۳. سازمان های اقتصادی و تجاری:
سهم زیادی از عقب ماندگی فرهنگی و رشد و ترقی شاخص های شهروندی و توسعه یافتگی مناطق و استان های محروم ریشه در اقتصاد ضعیف و مشکلات مالی و اشتغال دارد.‌ تمرکز امور اقتصادی و صرف هزینه های کلان در مناطق پر جمعیت کشور و نبود برنامه اقتصادی برای رشد و پیشرفت مناطق محروم و روستایی باعث شده است بسیاری از شاخص های فرهنگی و انسانی در این مناطق رشد نکنند. پیداست مشابه این اتفاق در شهرهای توسعه یافته کشور بسیار نادر است. به نظر می رسد چنانچه چند درصد از اختلاس های به ظاهر برگشت خورده به بیت المال، به توسعه مناطق محروم اختصاص داده شود در دراز مدت شاهد رشد شاخص های فرهنگی و انسانی در مناطق محروم خواهیم بود.

در پایان می توان گفت این اتفاق تنها یک نمود ظاهر شده و جزئی از مشکلات و مسائل بود و می بایست به صورت ویژه در تمامی ابعاد برای توسعه مناطق محروم کشور و بویژه شهر لیکک برنامه داشت و البته وظیفه سازمان های اجرایی، حقوقی و قانون گذاران بیشتر است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.